آخرین منجی
آخرین منجی
نوشته شده در تاريخ جمعه 11 آذر 1390برچسب:, توسط هومن ظریف |


نبرد هارمجدّون: از سال 1980، این عادت در من پیدا شده است كه هر یكشنبه، برنامه «ساعت بشارت انجیل كهن» فال ول را در تلویزیون بگیرم براى آنكه مطالب بیشترى درباره خداشناسى هار مجدون فال ول بدانم؛ و دریابم كه پیروانش تا چه اندازه مانند خودش فكر مىكنند، در سال 1983، در گشت مسافرتى به سرپرستى او به سرزمین قدس، نام نویسى كردم. من یكى از 630 نفر مسیحىاى بودم، كه از نیویورك به تل آویو پرواز كردیم. در آنجا ما را به گروههاى حدود 50 نفرى تقسیم كردند. به هر یك از گروهها یك اتوبوس و یك راهنماى اسراییلى اختصاص داده شده بود. ما پس از یك استراحت شبانه با اتوبوس هایمان به راه افتادیم. حالا در این سفر كوتاه، شما هم با من همراه شوید: براى این كه به دره مجدو برویم، از تل آویو حدود 55 مایل به طرف شمال سفر مىكنیم. به محلى مىرسیم كه در 20 مایلى جنوب - جنوب شرقى حیفا، قرار دارد و فاصله آن از دریاى مدیترانه، حدود 15 مایل است پس از پیاده شدن از اتوبوس، با كلاید، یك مدیر اجرایى بازرگانى بازنشسته از مینیاپولیس، كه سالهاى آخر دهه 60 سالگى خود را مىگذراند، همگام مىشوم. كلاید، فارغ التحصیل كالج است و در جنگ دوم جهانى، در ارتش آمریكا با درجه سروانى، در آفریقاى شمالى و اروپا، خدمت كرده و به خاطر فرماندهى هوشمندانه سربازانش و شجاعت شخصى اش در زیر آتش دشمن به گرفتن نشان افتخار، مفتخر شده است. قدى دارد در حدود شش پا و هیكلى مناسب، كه آن را نتیجه خدمتش در ارتش مىداند. همسر كلاید دو سال پیش درگذشته است و به همین جهت در این سفر تنهاست. سر و وضعش تمیز و مرتب است. با شلوارى پشمى، پیراهنى سفید، كراوات مناسب و كت كشمیر؛ سرى دارد پرمو كه تنها بخشى از آن خاكسترى شده است. فاصله كوتاهى تا یك تل یا پشته كوچك، پیاده طى مىكنیم. این تپهاى است مصنوعى، كه از لایههاى مختلف یا برجا مانده از گیاهان و جانوران و یا جامعههاى باستانى كهن پوشیده شده است. كلاید توضیح مىدهد: «زمانى در اینجا یك شهر قدیمى كنعانى قرار داشته است» و اضافه مىكند كه ما در لبه جنوبى فضاى بزرگ گسترده و هموار دشت اسدرالون (2) قرار داریم، كه در كتاب مقدس «دره جزرال» هم گفته شده است. در زمانهاى قدیم مجدو شهر بسیار مهمى بود. این شهر در محل تقاطع دو جاده مهم استراتژیك نظامى و كاروان رو قرار داشت. كلاید، این كهنه سرباز از تاریخ دان مىگوید: «جاده ماریس، یعنى جاده باستانى ساحلى، كه مصر را از راه مجدو، به دمشق و مشرق مربوط مىساخت، از این دره مىگذشت.» مىگویم: «پس با این توصیف، این محل همیشه میدان جنگ بوده است؟» كلاید پاسخ مىدهد: «بله، برخى از تاریخ نویسان اعتقاد دارند، كه در اینجا بیش از هر جاى دیگر در جهان، جنگ روى داده است. فاتحان كهن همیشه مىگفتند، هر فرماندهى كه مجدو را داشته باشد، در برابر همه مهاجمان پایدارى مىكند.» «شما در صحیفه یوشع بن نون (باب 12، آیه 21)(3) مىخوانید كه چگونه یوشع و اسراییلیان، در اینجا كنعانیان را شكست دادند. و در «كتاب داوران» باب چهارم و پنجم مىخوانید كه دو قرن پس از آن نیروهاى اسراییلى در زیر فرماندهى دبوره و باراق، در نبردى بر سیسرا سردار كنعانیان چیره شدند.(4)» «و بعد چنانكه مىدانیم، شاه سلیمان این شهر را مستحكم ساخت و به مركزى براى اسبها و ارابه هایش بدل كرد. حتى در طى سالهاى عمر من هم در اینجا نبردهاى مهمى داشتهایم. نزدیك به پایان نخستین جنگ جهانى، در سال 1918، ژنرال انگلیسى آلن بى، درست در همین جا در مجدّو، به پیروزى قاطعى بر تركها دست یافت.» همه عضوهاى گروه ما، به پیاده روى خود تا یك نقطه مناسب ادامه مىدهیم و سپس در نقطهاى كه بر همه دره جزدال كه به سوى شمال غربى تا دوردست اشراف دارد، غرق تماشا مىشویم. كلاید با صداى هیجان زدهاى مىگوید: «و سرانجام، حالا دارم میدان آخرین نبرد بزرگ را تماشا مىكنم!» مىپرسم: اما آخر شما از كجا مىدانید كه نبرد نهایى در اینجا روى خواهد داد؟ - «شما همین اسم - یعنى مجدّو - را بگیرید، كلمه عبرى هار، یعنى كوه را به آن اضافه كنید. این دو كلمه به شما هارمجدّو را مىدهد، كه ما هارمجدّون ترجمه مىكنیم.» در حالى كه او صحبت مىكند، من مىكوشم استدلال او را، با جستجوى هار یا كوه دنبال كنم؛ اما كوهى پیدا نمىكنم. با وجود این، چون دره روبروى خودمان را مىتوانیم ببینم، پس نقطه مناسبى كه روى آن ایستادهایم، بآسانى مىتواند هار (كوه) تلقى بشود. اما با همه اینها، آیا هارمجدّو - كه كلمه كلمه به معنى كوه مجدو است - به یك محل دلالت مىكند یا یك رویداد؟ كلاید، كمى با بى حوصلگى پاسخ مىدهد: «نه، نه، این میدان نبردى است كه همه ملتها در آن درگیر مىشوند. این آخرین نبرد میان نیروهاى نیكى و نیكوكارى به رهبرى مسیح و نیروهاى شیطانى به رهبرى دجال خواهد بود.» من، مانند میلیونها مردم دیگر، سخن كلاید را باور مىكنم. من همیشه چیزهایى درباره هارمجدّون شنیده بودم، اما با همه شنیدن هاى این واژه اشتقاق آن را نمىدانستم. پرسیدم كه آیا درباره این واژه هارمجدّون مطالب زیادى خواندهاید؟ - «مىدانید، واژه هارمجدّون تنها یك بار در انجیل آمده است؛ یعنى درست همان كه در كتاب مكاشفه یوحنا باب شانزدهم، آیه 16 آمده است؛ و سپس این آیه مختصر را نقل مىكند: «و ایشان را به موضعى كه آن را در عبرانى هارمجدّون مىخوانند، فراهم آوردند.» از آن جا كه این واژه در زندگى ما نقش چنین با اهمیتى دارد، امیدوارم بتوانم اشتقاق آن را پیدا كنم، من آنچه را كه كلاید گفت تكرار مىكنم: در كتاب عهد عتیق، هیچ ذكرى از این واژه نشده است. در كتاب عهد جدید هم تنها یك مورد، یعنى در باب مكاشفه كه گاهى مكاشفات، یا مكاشفه یوحناى قدیس هم گفته مىشود، آمده است. اما من هنوز سردرگم هستم، در حالى كه در مكاشفه، از «محلى» به نام هارمجدّون صحبت مىكند، كلاید اصرار دارد كه هارمجدّون معنى یك نبرد را مىرساند. كلاید مىگوید: «یوحناى پیش گو كتاب مكاشفه را نوشته است؛ و چنانكه مىدانیم ما از همین اثر یوحنا است كه بیشترین اطلاعات خودمان را از آخرین روزهایى كه داریم مىگذرانیم، به دست مىآوریم. او تصویر كاملى از آخرین نبردى كه باید درست در همین محل صورت بگیرد، به دست داده است. به یاد دارید كه او در پیشگویى خود از این نبرد بزرگ، مىنویسد(5): «و بلدان امتها خراب شد... و هر جزیره گریخت و كوهها نایاب گشت.» و بعد مىافزاید: «خداوند همه چیز را درباره آینده مىداند. هیچ چیز را از او گریزى نیست. خداوند از همان آغاز مىداند، چه كسى به هاویه خواهد رفت و چه كسى دقیقا نخواهد رفت. هنگامى كه خداوند قانون را نازل كرد، دقیقا مىدانست كدام انسان قادر به رعایت آن نخواهد بود.» من به خودم جرات داده مىپرسم: «خداوند از پیش مىداند؟ و از پیش مقرر كرده است؟» - «شما باید به خاطر داشته باشید كه این از پیش دانستن، تعیین كننده همه چیز نیست. اما آنچه كه خداوند مىداند، فراتر از هر حدس و گمانى است. آنچه خداوند مىداند، با یقین كامل صددرصد مىداند؛ و او همه چیز را مىداند. «در كتاب مكاشفه، خداوند با بكار گرفتن یوحنا، توصیف كاملى از آنچه كه این جنگ آخرالزمان خواهد بود، به ما مىدهد» و ادامه مىدهد:«یك ارتش 200 میلیونى شرقى در طى یك سال به سمت غرب به حركت درمى آید. این ارتش به حركت درمى آید و در تغییر مكان خود پرجمعیت ترین ناحیه هاى جهان را پیش از رسیدن به رودخانه فرات، ویران خواهد ساخت.» «باب 16 مكاشفه به ما مىگوید كه رودخانه فرات خشك خواهد شد، و این به پادشاهان مشرق زمین، مشرقیان، اجازه خواهد داد كه سرزمین اسراییل را درنوردند.»(6) - تكرار كردم: پادشاه مشرق زمین؟ و ذهن من به سوى سرزمینهاى جهان كه در مشرق رود فرات قرار دارند، به پرواز درمى آید. هیچ پادشاهى كه امروز در آن ناحیه حكمروایى داشته باشد به ذهنم خطور نمىكند. در زمان ما، شاه ایران آخرین پادشاه مشرق رود فرات بود. امروز دیگر هیچ شاهى در آنجا نیست، اما در زمان یوحنا چنین شاهانى وجود داشتند - پس گفتم آیا این نمایانگر آن نیست كه یوحنا این سخنان را درباره زمان خودش گفته است، و نه زمان ما؟ كلاید گفت:«نه، نه، شما مىتوانید پادشاهان را به معنى رهبران یا سران دولتها بگیرید.» كلاید كه در همه جا طرفدار جدى تعبیر كلمه به كلمه كتاب مقدس است، در این مورد، خود كلمه كتاب مقدس را قبول ندارد. حرف او را قطع نمىكنم و او به نقل خود ادامه مىدهد: «این پادشاهان - یا رهبران - تمامى ربع مسكون، بزرگترین ارتش تاریخ جهان را درست به اینجا، به مجدّو مىآورند.» با چشمان فراخ شده سخن مىگوید و چهرهاش وقتى از فرشتهاى حرف مىزند كه پیاله خود را بر نهر عظیم فرات ریخت و آبش خشكید تا راه ارتش بزرگ پادشاهانى كه از مشرق آفتاب مىآیند از بستر آن باز بشود، برق و درخشندگى ناشى از پیش بینى به خود مىگیرد. اما وقتى سازمان دادن یك ارتش خوب، ارتشى بسیار كوچكتر از همه ارتش هاى مشرق زمین، تا این اندازه دشوار باشد، چگونه یك رهبر، یا گروهى از رهبران مىتوانند موفق به بسیج كردن یك ارتش 200 میلیون نفرى بشوند؟ كلاید مىگوید: «خوب، روشن است، این رهبران هدف هاى ژئوپلیتیك دارند، و ارواح شیطانى آنان را به پیش مىرانند». پرسیدم: ارواح شیطانى؟ - «در این مورد، اینها همان ارواح شیطانى فرشتگان به خاك افتادهاى هستند، كه از شیطان در عصیانش در برابر خداوند، پشتیبانى كردند. پس از اینكه این ارواح شیطانى بر ذهن رهبران جهان مسلط شدند، این رهبران و ارتش هاى جهان، نادانسته به پیادگان آنها تبدیل مىشوند.» به نظرم همه چیز دارد بخوبى جفت و جور مىشود. براى اینكه مطمئن شوم كه همه چیز را به درستى فهمیدهام، گفتم: آیا این دجال است كه این ارواح شیطانى را در ذهن رهبران جهان جاى مىدهد؟ و كلاید تصدیق كرد. كلاید علاوه بر ارواح شیطانى، از «وحش» مكاشفه یوحنا هم صحبت كرد و توضیح داد كه: «وحش، یعنى اینكه اتحاد نیرومندى از ملت هاى اروپایى و گروهى از ملت ها كه در آخرین روزها به پا خواهند خاست، به وجود خواهد آمد. حالا ما مىدانیم كه داریم در عهد آخرالزمان زندگى مىكنیم. زیرا پیدایش اتحاد نیرومند ملت هاى اروپایى را دیدهایم - و این همان چیزى است كه ما جامعه اقتصادى اروپا یا بازار مشترك مىنامیم. با مطالعه این پیشگویى، ما مىتوانیم به چشم ببینیم كه خداوند همه این رویدادها را از پیش خبر داده است.(7) «همه آنچه كه روی دادنش را در جهان امروز مىخوانیم، به روشنى نشانگر این است كه این پیشگویى به زودى روى خواهد داد. و در این نبرد آخرالزمان - كه با مطالعه زكریاى نبى و همین مكاشفه از آن آگاه مىشویم - نیروهاى ملت هاى سرتاسر زمین در زیر فرمان دجال، بر ضد خداوند ما عیسى مسیح و قدیسان پرافتخارش خواهند جنگید و چنان كه مىدانیم، مسیح، در این خونینترین نبرد تاریخ، آن میلیون ها را از میان خواهند برد و دجال را به قتل خواهد رسانید.» كلاید براى اینكه نكتهاش را اثبات كند، آیه هشتم از باب دوم تسالونیكیان (كتاب عهد جدید) را از بر خواند: «آن گاه آن بى دین - كه كلاید اضافه مىكند، منظور از بى دین همان دجال است - ظاهر خواهد شد، كه عیسى خداوند، او را به نفس دهان خود هلاك خواهد كرد و به تجلى ظهور خویش او را نابود خواهد ساخت.» من براى كلاید تفسیر كردم كه، احتمال ندارد مسیحیان، جز در مورد بهشت و جهنم، این اندازه اندیشه و كلام را به هارمجدّون اختصاص داده باشند. هنگامى كه كلاید و من، گرم گفتگو هستیم، دیگر كسان گروه ما، با نشستن بر روى سنگها یا علفها، غرق اندیشه درباره این دره داراى مزرعههاى گندم و جو و باغهاى میوه شده اند. در حالى كه این دره تا این اندازه ساكت و آرام تا این اندازه صلحآمیز به نظر مىرسد، رفتار و گفتار كلاید نشانگر آن است كه زیر و رو شدن همه جهان در یك انفجار بزرگ، ناگزیر به نظر مىرسد. او از جزئیات توصیف خودش درباره این آتش سوزى بزرگ، سخت مطمئن به نظر مىرسد. با این همه، این جنگ قرار است كه در همین میدان برابر ما روى دهد - درهاى كه چنان كوچك است، كه در یك مزرعه نیراسكا جاى مىگیرد؛ و اگر در یك ایلخى پرورش گاو تگزاس قرار داشته باشد، در آن گم مىشود. در حالى كه به سوى این دره كوچك آرام پوشیده از مزرعههاى با سنگچین از هم جدا شده اشاره مىكردم، به كلاید گفتم كه اینجا، براى یك چنین جنگ عظیمى، بیش از اندازه كوچك به نظر مىرسد. خیلى جدى گفت: «نه، تانكهاى خیلى زیادى را مىتوان در اینجا جاى داد.» تكرار كردم، تانكها، و همه ارتشهاى روى زمین؟ - «بله، همه این ها را. اما باید به خاطر داشته باشید كه این بزرگترین نبردى خواهد بود كه تاكنون روى داده است. چندین میلیون نفر، همین جا خواهند مرد.» پرسیدم: «و یك جنگ هستهاى همین جا، در مجدّو شروع خواهد شد و همه دنیا را ویران خواهد كرد؟» پاسخ داد: «بله، شما این را در باب سى و هشتم و سى و نهم صحیفه حزقیال نبى مىخوانید. در این دو باب یك جنگ هستهاى توصیف شده است. سپس مىگوید: «باران هاى سیل آسا و تگرگ سخت آتش و گوگرد، تكان هاى سختى در زمین پدید خواهند آورد، كوه ها سرنگون خواهد شد و صخرهها خواهد افتاد و جمیع حصارهاى زمین منهدم خواهد گردید، رویارو «در برابر هر گونه وحشت».(8) امكان ندارد كه حزقیال نبى، به چیز دیگرى جز مبادله سلاح هاى تاكتیكى هستهاى، اشاره كرده باشد.» اطمینان و یقین كلاید، احساس واقع بینى مرا متزلزل مىسازد. با این حال مىدانم، او چیزى را مىگوید، كه میلیون ها آمریكایى، دقیقا به آن باور دارند. - پرسیدم: «آیا تصور كلاید از مسیح، شبیه یك ژنرال پنج ستارهاى است كه ارتش ها را رهبرى مىكند؟ و آیا كلام كتاب مقدس را چنان تعبیر مىكند كه مسیح به عنوان سر فرمانده آن، نیروهایى را كه بر ضد او متحد شدهاند، با به كار بردن سلاح هاى هسته اى، نابود خواهد كرد؟» - پاسخ داد: «بله، در واقع مىتوانیم انتظار داشته باشیم كه مسیح، ضربه نخست را وارد كند. او، سلاح نوینى را براى نخستین بار، به كار خواهد برد. و این سلاح، همان اثرهایى را خواهد داشت، كه بر اثر یك بمب نوترونى ایجاد مىشود. شما مىتوانید این مطلب را در آیه دوازدهم باب چهاردهم كتاب زكریاى نبى بخوانید، كه مىگوید: - «گوشت ایشان در حالتى كه بر پایهاى خود ایستادهاند، كاهیده خواهد شد و چشمانشان در حدقه گداخته خواهد گردید، و زبان ایشان در دهانشان كاهیده خواهد گشت.» مىپرسم، منظور حرف كلاید این ست كه آیا خود مسیح ضربه نخست را خواهد زد؟ كلاید پیش از دادن پاسخ همه قد شش پایى خودش را روى پاهایش راست مىكند و با صداى قوى و سخت صمیمى خود مىگوید: «بله، عیسى مسیح به این زمین باز مىگردد، تا حكومت الهى را در آن برقرار سازد ؛ و این كار را از ستاد خود در اورشلیم، خواهدكرد.» - و بر سر یهودیانى كه در اسراییل زندگى مىكنند، چه خواهد آمد؟ كلاید گفت: «دو سوم یهودیانى كه در اینجا زندگى مىكنند، كشته خواهند شد. این مطلب را مىتوانید در آیههاى هشتم و نهم باب سیزدهم كتاب زكریاى نبى بخوانید.(9)امروز در حدود 13 میلیون و نیم یهودى در جهان هستند. به این ترتیب، خداوند به ما مىگوید كه 9 میلیون یهودى در این نبرد، كشته خواهند شد - یعنى بیش از همه یهودیانى كه توسط نازی ها كشته شدند. آن قدر خون جارى خواهد شد كه خداوند آن را به چرخشت شرابگیرى، كه خون آنان را مىگیرد، تشبیه مىكند. تا مسافت 200 مایل، خون تا به دهانه اسبان، بالا خواهد آمد.» پرسیدم، چرا كلاید تصور مىكند كه خداوند خواستار آن باشد، كه یك رشته از عقوبت ها را نازل گرداند تا بیشتر مردمان جهان را بكشد و بخش اعظم تمدن ما را نابود كند؟ كلاید گفت: «خداوند، این كار را بیشتر به خاطر امت قدیمىاش، یهودیان مىكند، خداوند دوران هفت ساله آزمایش سخت را مقرر كرده است، تا یهودیان تصفیه شوند، تإ وادارشان سازد، روشنایى را ببینند و مسیح را به عنوان نجات دهنده خود بشناسند.» اعتراف مىكنم كه تعبیرهاى او، مرا سخت گرفتار شبهه كرده است. چرا خداوند باید یهودیان را، یعنى برگزیدهترین در میان همه امتها را برگزیده باشد، تنها براى اینكه - بنا بر واژه همراه با حسن تعبیر كلاید- «آنان را تصفیه» كند؟ - «آیا نمىبینید كه خداوند میخواهد آنان در برابر تنها پسرش، خداوندگار ما عیسى مسیح به سجده درآیند؟» سپس كلاید توضیح مىدهد كه خداوند پس از نابود كردن دو سوم این امت، سرزمین اسراییل را نجات خواهد داد. یعنى اینكه خود شخصا وارد نبرد هارمجدّون خواهد شد. و خداوند همه آن چیزهایى را كه براى نابودى كسانى كه مصمم به آزادی اسراییل هستند، نیازمند است؛ در اختیار دارد.» در ذهن من این نكته شروع به جا افتادن مىكند كه كلاید اسراییل را دوست دارد، اما علاقهاى به یهودیان ندارد. به نظر مىرسد كه هیچ احساس تاسفى براى آن یهودیان یا دیگرانى كه مىگوید كشته مىشوند، در او نیست. «هفت ماه طول خواهد كشید تا یهودیان زنده اسراییل بتوانند همه سربازان كشته شده را دفن كنند» و به عنوان دلیل، آیه دوازدهم باب سى و نهم كتاب حزقیال نبى را نقل مىكند: «و خاندان اسراییل مدت هفت ماه ایشان را دفن خواهند كرد تا زمین از وجودشان پاك گردد.»(10) با پذیرش احتمال خطر تكرار سخنم، دوباره پرسیدم، چرا خداوند رحمان باید بخواهد كه ما سلاح هاى هستهاى به كار ببریم؟ پاسخ داد: «به خاطر داشته باشید، انسان دانش خود را و چگونگى ایجاد كردن این قدرت ویرانگر را، از خداوند كسب كرده است. انرژى هستهاى، براى خداوند چیز تازهاى نیست؛ و تهدید یك همه سوزى هستهاى، قادر متعال را غافل گیر نخواهد كرد. خداوند در همه اوقات مىداند چند ماهى در دریاها و چند ستاره در آسمانها و چند دانه شن در ساحلهاى دریاها وجود دارد. او خداوند عالم و قادر متعال است. آنچه كه او بخواهد، خواهد شد. هیچ انسان، یا امتى نمىتواند از تحقق اراده خداوندى جلوگیرى كند.» و كلاید با لبخندى مرموز با این سخنان، حرف خود را به پایان برد: «هنگامى كه مسیح دوباره به زمین بازگردد، از آسمانها به ارض اورشلیم نزول خواهد كرد. ملاحظه كنید، همه تاریخ مربوط و متمركز است بر امت اسرائیل كه تخم چشم و برگزیده خداوند دوباره زمان تاریخ بشر را به دست خود مىگیرد.» پایان نزدیك است در طى گشت در سرزمین مقدس، من سخنان كلاید را روى نوار ضبط صوت ضبط كردم؛ و وقتى بعدها به آن گوش دادم، آن را بسیار همانند سخنان جرى فال ول و بسیارى از كشیشان معتبر انجیلى پروتستان تلویزیونى دیدم كه مىگویند: بى هیچ نرمشى از پیش چنین مقرر كرده است؛ و بنا به سخن كلاید، خداوند زمام تاریخ بشر را خود به دست مىگیرد. پس از بازگشتم از سفر كوتاه 1983، به تحقیق پرداختم، دیگر كشیشان پروتستان انجیلى بنیادگرا در موضوع هارمجدّون ، چه مىگویند. در سال 1970، بیلى گراهام هشدار داد كه: «جهان اكنون به سرعت دارد به سوى جنگ آخرالزمان هارمجدّون خود نزدیك مىشود» و «نسل كنونى جوان ما، شاید آخرین نسل در تاریخ باشد». گراهام در فرصت دیگرى گفت: «اكنون بسیارى از مردم مىپرسند. این آخرین جنگ آخرالزمان در كجاست؟ ما چه اندازه به آن نزدیكیم؟ خوب، محل این جنگ در غرب رودخانه اردن است، در دشت جزرال، میان جلیله و سامریه. ناپلئون وقتى این جایگاه سترگ را دید، گفت: «این میدان بزرگترین نبرد جهان است»، زیرا كه انجیل به ما آموزش مىدهد كه جنگ بزرگ آخرالزمان، این بزرگترین جنگ تاریخ؛ در این بخش جهان روى خواهد داد: یعنى در خاورمیانه!» س.س.كریب، رییس پیشین انجمن كشیشان پروتستان انجیلى، در سال 1977 نوشت: «شاه مسیح، میلیونها نظامى گرد آمده توسط دیكتاتور شیطان صفت، دجال را، به سختى تار و مار خواهد ساخت.» هال لیندسى، نویسنده یك كتاب پرفروش، همه تاریخ را - یعنى تاریخ خاورمیانه و همه جهان را - به كمك قرائت كتاب مقدس تعبیر مىكند. او در كتاب خود به نام «زمین، سیاره بزرگ مرحوم» مىگوید: دولت اسراییل، خط مرزى میان رویدادهاى عمده كنونى و آینده است. لیندسى مىگوید: «پیش از این كه یهودیان، تشكیل یك ملت بدهند، هیچ چیز درست سر جایش نبود. تنها حالا كه این اتفاق افتاده است، تحقق همه گونه علایم پیشگویىهاى نبوى، دارد سر جاى خودش قرار مىگیرد. زیرا كه برخى فضاهاى قدرت سیاسى بایستى نخست پدید مىآمد، و اكنون بنابر الگوى پیشگویىهاى نبوى، كانون همه جهان در خاورمیانه، و بویژه، در سرزمین اسراییل امروزى متمركز شده است. همه ملت هاى جهان، بر اثر آنچه كه در آن جا مىگذرد، به رنج و عذاب خواهند افتاد؛ و در آن درگیر خواهند شد. حالا مىتوانیم ببینیم چگونه آنچه كه در این زمان ها روى مىدهد، مانند همین اتفاقهایى كه روزنامهها مىنویسند، درست، با الگوى پیشگویی هاى نبوى جور درمى آید. ناخداى پیشین یك قایق رودخانهاى كه تولد دوباره یافته است و طلبه سمینارهاى مذهبى لیندسى شده، چهار سرانجام را براى مرحوم سیاره بزرگ زمین پیشگویى كرده است، كه همگى دربردارنده پیشگویىهاى نبوى كتاب مقدس هستند؛ و در همه آنها اسراییل نقش اساسى را ایفا مىكند. من لیندسى را در سال 1985، در یك گردهمایى دعاى صبحانه براى اسراییل، ملاقات كردم. او به عنوان ناظر و كارپرداز تحقق پیشگویی هاى نبوى، نسبت به بسیارى از پیشینیان، و حتى رقیبان خود، برترى در خور ملاحظهاى دارد. او از زمره واعظان سنتى بر حذر دارنده از آتش دوزخ و لعنت ابدى نیست. لیندسى با صداى كم و آرام و قیافهاى روشنفكرنما، آدمى است، تقریبا پنجاه ساله، با سرى پر از موها و سبیلهاى تیره. وى در شگرد جا زدن خود به عنوان كارشناس رویدادهاى تاریخ عمومى جهان، به استادى رسیده است. ظاهر آدمى دل سوز و در غم دیگران و علاقمند به آنان را دارد. او، در محفل هاى وعظ و خطابه، و حوزههاى مذهبى - كه در آنها مدت هشت سال به عنوان عضو هیات علمى «جنگ صلیبى دانشجویان در راه مسیح» كار كرده است - به عنوان سخنران و مبلغ شناخته شده پیشگویی هاى مكاشفهیى انبیا، محبوبیت دارد. لیندسى در برداشت خود از كتاب مكاشفات، به گفته خودش «روش استقرایى و استنباطى» دارد. او مىكوشد آنچه را كه خداوند، از خلال دانش فنى و مجموعه واژگان محدود یوحناى رسول مىخواهد بگوید؛ استنباط و نتیجهگیرى كند. به عنوان مثال، یوحناى رسول، در مكاشفه یا رویاى خود، ملخ هایى را با دم عقرب دیده بود. لیندسى حدس مىزند كه اینها هلى كوپترهاى كبرا هستند، كه از دم خودشان، یك نوع گاز فلج كننده اعصاب پخش مىكنند.(11) لیندسى با قطعیت اظهار مىكند: نسلى كه از 1948 به این سو به دنیا آمده است، شاهد عینى دومین ظهور مسیح خواهد بود. اما پیش از آن رویداد، ما باید هم جنگ «یاجوج و ماجوج» را ببینیم و هم نبرد هارمجدّون را. كشتار همه سوزى بدین گونه آغاز خواهد شد: همه عرب ها به اضافه كنفدراسیون روسیه، به اسراییل هجوم خواهند برد. او در كتاب «دنیاى نوینى دارد فرا مىرسد» مىنویسد: «فكرش را بكنید، دست كم 200 میلیون سرباز از مشرق زمین، با میلیون ها سرباز بیشتر از مغرب زمین، در زیر رهبرى دجال امپراطورى نوزاده روم (یعنى اروپاى غربى)! «عیسى مسیح، نخست، كسانى را كه شهر او، اورشلیم را غارت كرده اند، تار و مار خواهد كرد؛ سپس ارتش هایى را كه در دره مجدو یا هارمجدّون جمع شدهاند، به هلاكت خواهد رسانید. تعجبى ندارد اگر تا فاصله 200 مایلى اورشلیم، خون تا دهنه اسبان بایستد .... همه این دره با آلات و وسایل جنگى، حیوانات و جسدهاى آدمیان، و با خون، پر خواهد شد!» لیندسى مىنویسد: «باور نكردنى مىنماید! ذهن آدمى، حتى نمىتواند رفتار ضد بشرى انسان با انسان را تصور بكند. با این حال، خداوند اجازه مىدهد كه انسان در آن روز، ماهیت خود را به تمامى به نمایش بگذارد. با خواندن كتاب لیندسى، من هیچ نشانى از روح اوگوستین قدیس در كتاب «شهرخدا» را نمىیابم. وقتى او اعلام مىكند كه همه شهرهاى جهان در جنگ هستهاى آخرالزمان ویران خواهند شد، كوچكترین اثرى از اندوه، در او دیده نمىشود: «تصورش را بكنید، شهرهایى مانند لندن، پاریس، توكیو، نیویورك، لوس آنجلس و شیكاگو با خاك یكسان شده باشند!» تنها نیروهاى مشرق زمین یك سوم جمعیت جهان را نابود خواهند كرد. لیندسى مىنویسد:«مسیح زمین را ویران خواهد كرد و مردمانش را خواهد سوزاند. هنگامى كه «جنگ بزرگ آخرالزمان» به چنان نقطه اوجى رسید كه تقریبا تمام آدمیان كشته شدند، «عظیمترین لحظه» فرا مىرسد - و مسیح با نجات دادن مومنان باقى مانده، نوع بشر را از نابودى كامل نجات خواهد داد. در این ساعت، آن یهودیانى كه كشتار نشده باشند، به دین مسیح خواهند گروید. لیندسى مىگوید، پس از نبرد هارمجدّون، تنها 144000 یهودى زنده خواهند ماند؛ و همه آنان چه مرد، چه زن و چه كودك، در برابر مسیح سجده خواهند كرد و به عنوان مسیحیان نوآیین، همگى خود به تبلیغ كلام مسیح خواهند پرداخت. و چنین به وجد درمى آید: «تصورش را بكنید! اینها شبیه 144000 بیلى گراهام یهودى خواهند شد، كه همگى با هم شروع به تبلیغ كنند!» جرى فال ول، موضوع هارمجدّون را تقریبا به هر موضوع دیگر ترجیح مىدهد. او در موعظه دوم دسامبر 1984 خود، وعظ خود را با قرائت آیه شانزدهم باب شانزدهم مكاشفات آغاز كرد - كه نخستین و تنها مورد ذكر هارمجدّون را در كتاب مقدس به دست مىدهد(12) - پس از ذكر این آیه اعلام كرد: «این سخن در قلب مردم ترس مىپراكند! آخرین بار نبردى پیش مىآید، سپس خداوند همه كیهان را در اختیار خود مىگیرد. كتاب مقدس در بابهاى 21 و 22 مكاشفات، به ما مىگوید، خداوند این زمین را - یعنى آسمانها و زمین را - ویران خواهد كرد. و پطرس قدیس در نوشتههاى خود مىگوید كه آن ویرانى، با یك حرارت بسیار سوزان، یا انفجار بس نیرومند همراه خواهد بود» فال ول در «همه سوزى در هارمجدّون» ادامه مىدهد كه «دجال، وارد خاورمیانه مىشود، و هیكل (تندیس) خود را در معبد یهودى، یعنى مقدسترین معبدهاى مقدس، نصب مىكند و تقاضا مىكند كه همه جهان آن را به جاى خداوند بپرستند. میلیون ها یهودى دیندار در این مرحله كشته خواهند شد (آیه هشتم از باب سیزدهم كتاب زكریاى نبى (13))، اما باقیماندگان نجات خواند یافت (آیه نهم از باب سیزدهم كتاب زكریاى نبى)؛ و خداوند، به گونه خارق العادهاى آنان را در طى مدت سه سال و نیم آخر دوران آزمایش سخت، از خود پنهان خواهد ساخت. برخى خود را در شهر پترا (واقع در كشور اردن) كه داراى سنگهاى سرخ است تصور خواهند كرد. من نمىدانم چگونه، اما خداوند آنان را حفظ خواهد كرد؛ زیرا كه یهودیان امت برگزیده خداوند هستند.». فال ول با نقل آیه یازدهم باب دوازدهم كتاب زكریاى نبى (14)، و آیه شانزدهم باب شانزدهم كتاب مكاشفه یوحناى نبى و همچنین آیههاى سى و پنجم و سى و ششم باب سى و چهارم و آیه نخست همین باب سى و ششم از صحیفه اشعیاى نبى (15) مىگوید: «میدان نبرد هارمجدّون از مجدو در شمال تا ادوم در جنوب، فاصلهاى در حدود 200 مایل كشیده شده است. این میدان از دریاى مدیترانه در غرب تا تپههاى موآب در شرق، خواهد بود؛ یعنى فاصلهى حدود 100 مایل و شامل وادى یهوشافاط هم مىشود. آیه دوم و همچنین دوازدهم باب سوم صحیفه یوییل نبى (16) را بخوانید. و مركز همه این ناحیه بنابر آیههاى 1 و 2 باب چهاردهم كتاب زكریایى نبى (17) - شهر اورشلیم و وادى جزرال، خواهد بود. «در این وادى چندین میلیون مردم به هارمجدّون درمى آیند كه شمار آنان بى گمان نزدیك به 400 میلیون نفر خواهد بود. اینان براى آخرین همه سوزى بشریت جمع خواهند شد و یوییل نبى در آیه 14 باب سوم كتاب خود مىگوید، شاهان با ارتش هاى خود، از شمال و جنوب و شرق و غرب خواهند آمد. این وادى، در برجستهترین مفهوم آن، وادى تصمیم درباره بشریت خواهد بود، كه چنانكه در مكاشفه یوحناى رسول اشارت شده است (آیه 15 باب نوزدهم)(18)، چرخشت خمر غضب و خشم خداى قادر مطلق، در آن ریخته خواهد شد. «چرا این ارتش ها در آنجا خواهند جنگید؟ چرا دجال ارتش هاى همه جهان را بر ضد خداوند عیسى مسیح رهبرى خواهد كرد؟ در درجه نخست از این رو كه او، از سلطنت خداوند نفرت دارد. نبرد، همیشه نبرد شیطان بر ضد مسیح بوده است. این یك دلیل. این امت ها به علت فریب شیطان خواهند آمد. سوم، به علت نفرت این امتها نسبت به خداوند عیسى مسیح. برخى معجزات در طى این نبرد ظاهر خواهد شد. نهر عظیم فرات خشك خواهد شد (مكاشفه یوحناى رسول، آیه 12 باب 16)(19)، و ویرانى اورشلیم حادث خواهد گردید.» فال ول باز با نقل مكاشفه یوحناى رسول، به سخن خود ادامه مىدهد: «تمامى مرغانى كه در آسمان پرواز مىكنند، به جهت ضیافت عظیم خدا فراهم مىشوند، تا بخورند گوشت پادشاهان و گوشت سپه سالاران و گوشت جباران و گوشت اسبها و سواران آنها و گوشت همگان را، چه آزاد، چه غلام، چه صغیر و چه كبیر». فال ول ادامه مىدهد: «یوحنا در مكاشفه خود وحش را دید.» و پادشاهان زمین را و لشكرهاى ایشان را كه جمع شده بودند، تا با خداوند عیسى مسیح و لشكر او جنگ كنند. در رویاى یوحنا مردى هست كه بر اسب سفیدى سوار است. هنگامى كه جنگ هارمجدّون به پایان رسید و میلیون ها نفر به خاك هلاك افتادند، خداوند عیسى مسیح، وحش و نبى كاذب (دجال) را زنده به دریاچه آتش افروخته شده به كبریت خواهد انداخت» و عیسى مسیح، همه دشمنان دیگرش را كه به گونهاى در هارمجدّون زنده ماندهاند، هلاك خواهد كرد. فال ول تصویر وحشتناكى از پایان جهان تصویر كرده است. اما به نظر نمىرسد كه از آن هیچ غم و اندوهى و حتى نگرانى، داشته باشد. در واقع او وعظ خودش را با لبخند بزرگى به پهناى صورتش و گفتن این جمله، به پایان برد: «هى، چه عظمتى دارد مسیحى بودن! ما آیندهاى بس عالى در پیش رو داریم.» پس از گوش دادن به این موعظه، من نوار «دكتر جرى فال ول، پیشگویىهاى كتاب مقدس را تعلیم مىدهد» را، كه توسط «ساعت جزوى از كتاب مقدس كهن» در سال 1979 منتشر شده بود، گذاشتم. فال ول در این نوار مىگوید: «چنانكه مىبینید، هارمجدّون واقعیت است، واقعیتى وحشتناك اما شكر خدا، این پایان روزگار امت هاى جز یهودى و جز مسیحى است. زیرا كه پس از آن، صحنه براى سلطنت پادشاه ما، خداوندگار عیسى مسیح، در نهایت قدرت و افتخار آماده مىشود. تقریبا تمام تعلیم دهندگان كتاب مقدس كه من مىشناسم، بازگشت بسیار نزدیك مسیح را پیش بینى مىكنند. و من مشخصا ایمان دارم كه ما بخشى از آن نسل آخرین هستیم. آن واپسین نسلى كه تا سلطان ما مسیح نیاید، نخواهد مرد.» «در همین آخرها، پیش آمدهایى در روسیه اتفاق افتادهاند كه توسط حزقیال نبى، پیشگویى شده بود و بر ظهور مجدد نزدیك خداوندگار دلالت مىكند. این كمونیست ها بى خدا هستند، آنها مسیح را انكار مىكنند و هدف نهایى شان، تسخیر جهان است. حدود 26 قرن پیش، حزقیال، نبى یهودى، پیشگویى كرده است كه چنین امتى، درست پیش از دومین ظهور مجدد مسیح، از شمال فلسطین قیام خواهد كرد. «در باب هاى 38 و 39 كتاب حزقیال نبى، ما مىخوانیم كه نام این سرزمین «روش» خواهد بود. و این در آیه 2 باب 38، ترجمه رسمى آمریكایى «روش» است: ر-و-ش. او، (یعنى حزقیال نبى) در ادامه پیش گویىهاى خود، نام دو تا از شهرهاى روش را مىبرد. این دو ماشك و توبال هستند. همه اینها در آیه دوم آمده است. این دو نام، به نحو عجیبى شبیه مسكو و و توبولسك یعنى دو پایتخت حكومتى روسیه امروزى هستند. «حزقیال همچنین نوشته است كه آن سرزمین ضد خدا است - یعنى در آیه 3، و بنابراین، خداوند ضد آن سرزمین است. و باز او - در آیه 8 - مىگوید: كه روسیه یا «روش» در آخرین روزها، به اسراییل هجوم خواهد برد. بعد او - در آیههاى 5 و 6 مىگوید: در این هجوم، متحدان مختلفى، متفق روش خواهند بود.(20) «او، این متفقین را نام مىبرد: ایران (كه ما در گذشته پارس مىنامیدیم) جنوب آفریقا یا اتیوپى [!] شمال افریفا یا لیبى، اروپاى شرقى (كه در اینجا در باب 38 جومر نامیده شده است)، و قزاق هاى جنوب روسیه، كه در این باب توجرمه نامیده شدهاند. در آیه 15 باب 38 كتاب حزقیال نبى، این نبى نقش عمده اسبان را در این هجوم توصیف كرده است.(21) «البته قزاقها، همیشه بیشترین و بهترین خیل اسبان را در تاریخ داشتهاند. حزقیال (در آیه 12 باب 38 مىگوید: «هدف از این هجوم، تاراج نمودن و بردن غنیمت(22) است. امإ؛ اگر كسى دو حرف نخست واژه spoil (23) را بردارد، فورى مىفهمد كه روسیه در حقیقت دنبال نفت (oil) است. و این درست همان جا است كه ما امروز در آن قرار داریم. بنابراین، این است نبوت حزقیال درباره روسیه.» «به رغم انتظارهاى خوشبینانه و سخت دور از واقع بینى دولت ما (درباره قراردادهاى كمپ دیوید در میان اسراییل و مصر)، این قرارداد، پیمان پایدارى نخواهد بود. ما از صمیم قلب براى صلح در اورشلیم دعا مىكنیم. ما به یقین بالاترین احترام ها را براى نخست وزیر اسراییل و ریاست جمهورى مصر قایل هستیم. این دو، مردان بزرگى هستند و در این هیچ تردیدى نیست. اینان به یقین صلح مىخواهند. من به این حرف ایمان دارم. اما هم شما و هم من مىدانیم، تا روزى كه خداوندگار ما عیسى مسیح، بر روى تخت داوود در اورشلیم جلوس نكند، صلحى در خاورمیانه، برقرار نخواهد شد.» «آن روز دارد فرا مىرسد، و به یقین فرا خواهد رسید و شما و من هم بخشى از آن خواهیم بود. اما تا آن روز، یعنى تا روزى كه شاهزاده صلح، نجات دهنده ما بازگردد، هیچ صلحى در روى زمین وجود نخواهد داشت.» وقتى فاول با خبرنگار رابرت شیر مصاحبه مىكرد - كه بعد در شماره 4 مارس 1981 لوس آنجلس تایمز، منتشر شد - بیشتر نبرد هارمجدّون را در ذهن خود داشت. گفتگوى آن وقت این دو از این قرار است: شیر: «اما درباره آینده، شما در جزوه خودتان درباره هارمجدّون یك جنگ هستهاى را با روسیه پیش بینى مىكنید.» فال ول:«ما باور داریم كه روسیه، به علت نیازش به نفت - چون حالا نفتش دارد تمام مىشود - به خاورمیانه؛ و به ویژه - به علت نفرتش از یهودیان - به اسراییل مىآید؛ و درست در همان وقت است كه درهاى جهنم باز مىشود. آن وقت به اعتقاد من چند همه سوزى هستهاى در این كره زمین روى خواهد داد. زیرا [كتاب مقدس] مىگوید كه در جادههاى دره اسدراون، تا 200 مایل، خون، تا دهنه اسبان راه خواهد افتاد. نیز از حوادث وحشتناكى صحبت مىكند كه یك انسان، بنا به شرح رساله دوم پطرس رسول در باب سوم - یعنى گداخته شدن عناصر از گرما - را تنها مىتواند به یك جنگ هستهاى نسبت دهد. اما من فكر مىكنم در پایان عصر كلیسا، یعنى وقتى كلیسا - چنانكه ما اصطلاحا مىگوییم - از خود بیگانه شده یا فاسد شده، ربوده شده باشد - آن وقت جنگ و ستیزهاى افسارگسیختهاى، در روى زمین، روى خواهد داد.» شیر: «و روسیه...» فال ول: «و روسیه هجوم خواهد كرد و سرانجام به كلى نابود خواهد شد.» شیر: «و همه جهان، جز اینست؟» فال ول:«نه، نه همه جهان، زیرا خداوند ما به جهان باز مىگردد. نخست، او مىآید و كلیسا را به دست خود مىگیرد. هفت سال بعد، بعد از هارمجدّون، یعنى آن همه سوزى وحشتناك؛ او، درست به همین زمان ما باز مىگردد. در نتیجه زمین نابود نخواهد شد. كلیسا هم با او مىآید، تا در طى هزاران سال، در زمین با مسیح حكومت و سلطنت نماید. و سپس آسمان هاى نوین و زمین نوین و ابدیت فرا مىرسد. این است همه آنچه كه در آن كتاب درباره هارمجدّون گفته شده - و این، البته فقط كلیات مطلب است.» شیر: اما مگر ممكن است كه روسیه با سلاحهاى هستهاى نابود شود، بى آنكه دنیا را نابود كرده باشد؟» فال ول:«بله، البته منظورم این نیست كه هر فرد روسى نابود مىشود، چون در آنجا هم مسیحیان بسیار والایى هستند. كلیساى مخفى در روسیه و چین سرخ، به طرز بسیار موثرى، دارد كار مىكند. اینان به هنگام از خود بیخود شدگى، نجات داده خواهند شد ... آن جنگ، از شمال برافروخته مىشود - كه باید از اتحاد شوروى باشد - و به وسط زمین مىرسد - یعنى اسراییل و خاورمیانه؛ و به این علت است كه ما فكر مىكنیم جنگ و جدال توسط اتحاد شوروى شروع خواهد شد. به این علت است كه بیشتر ما به ظهور نزدیك عیسى مسیح اعتقاد داریم. به اعتقاد ما، ما داریم درست، در روزگار پیش از ظهور مسیح به سر مىبریم.» شیر: «ظهور نزدیك؟ منظورتان یك سال است، یا چند سال؟» فال ول: «البته، هیچ كس این را نمىخواهد - خداوند هشدار داده است كه هرگز تاریخى معین نكنیم. خداوند مىگوید: «هیچ انسانى، روز یا ساعت آن را را نمىداند.» من فكر می كنم هر گروه یا رهبر مذهبى كه تاكنون تاریخش را معین كرده باشد، به حیثیت و آبروى خداوند، بى احترامى كرده و خودش را به زحمت انداخته است. ممكن است 50 سال بشود. من این طور فكر نمىكنم، من فكر نمىكنم این همه وقت داشته باشیم. من فكر مىكنم، ما داریم به یك بن بست مىرسیم. همه تاریخ، دارد به نقطه اوج خود مىرسد. فكر نمىكنم كه بچههاى من، همه عمرشان را بكنند...» فال ول در تراكتى كه با عنوان «جنگ هستهاى و دومین ظهور مسیح» توسط «ساعت جزوى از كتاب مقدس كهن»، در سال 1983 منتشر شد، چنین نوشته بود: «بر اثر این آزمایش سخت، چنان خونریزى و ویرانى به بار خواهد آمد كه همه جنگ هاى پیش از آن، بى اهمیت خواهند بود.» فال ول در فصلى از كتاب خود با عنوان «جنگ آینده با روسیه»، تهاجمى را از سوى شوروى به اسراییل پیشگویى مىكند، كه به نابودى نیروىهاى شوروى در كوه هاى اسراییل، انجامیده خواهد شد. و كتاب مقدس به عنوان سرانجام این نبرد، به ما مىگوید كه پنج ششم (83 درصد) سپاهیان روسى، هلاك خواهند شد (حزقیال، آیه 2 از باب 39) و نخستین میهمانى مهیب خداوند آغاز مىشود، (حزقیال، آیههاى 4 و 17 تا 20 باب 39)(24). به نظر مىرسد كه میهمانى مشابهى، پس از آن، یعنى پس از نبرد هارمجدّون، پیش بیاید (مكاشفه یوحنا، آیههاى 17 و 18 از باب نوزدهم (25) و آیه 28 باب 24 انجیل متى(26).) تهدید كمونیستى براى همیشه پایان خواهد گرفت. هفت ماه طول مىكشد تا كشتگان را دفن كنند (حزقیال نبى، آیههاى 11 تا 15 از باب سى و نهم).(27)

 پی نوشت ها: Armageddon .1 Esdraelon .2 3. متن آیه:«وى یك ملك تعناك و یكى ملك مجدو». 4. متن سفر داوران باب پنجم، آیه 19: «پادشاهان آمده جنگ كردند. آنگاه پادشاهان كنعان مقابله نمودند «تعنك نزد آبهاى مجدو» 5. متن دو آیه مكاشفه یوحناى سول، باب شانزدهم، آیههاى 19 و 20: «و شهر بزرگ، به سه قسم منقسم گشت و بلدان امتها خراب شد و بابل بزرگ در حضور خدا به یاد آمد تا پیاله خمر غضب آلود خشم خود را بدو دهد. و هر جزیره گریخت و كوهها نایاب گشت.» 6. «و ششمین پیاله خود را بر نهر عظیم فرات ریخت و آبش خشكید تا راه پادشاهانى كه از مشرق آفتاب مىآیند مهیا شود.» 7. متن باب سى و هشتم، آیه 4 تا 7 كتاب صحیفه حزقبال نبى: «... و تو را با تمامى لشكرت بیرون مىآورم، اسبان و سواران، كه جمیع ایشان با جمعیت تمام آراسته و جمعیت عظیمى با سپرها و مجنها و همگى ایشان شمشیر به دست گرفته. فارس و كوش و فوط با ایشان و جمع ایشان با سپر و خود. جومر و تمامى افواجش و خاندان توجرمه از اطراف شمال با تمامى افواجش و قومهاى بسیار همراه تو.» 8. متن آیههاى 18، 19 و 20 باب سى و هشتم كتاب حزقیال نبى:«خداوند یهوه مىگوید در آن روز یعنى در روزى كه جوج به زمین اسرائیل برمى آید همانا حدت خشم من به بینیم خواهد برآمدریا، زیرا غیرت و آتش خشم خود گفتهام كه هر آینه در آن روز تزلزل عظیمى در زمین اسرائیل خواهد شد و ماهیان دریا و مرغان هوا و حیوانات صحرا و همه حشراتى كه بر زمین مىخزند و همه مردمانى كه بر روى جهانند، به حضور من خواهند لرزید و كرم ها سرنگون خواهد شد و صخرهها خواهد افتاد و جمیع حصارهاى زمین منهدم خواهد گردید» 9. متن آیههاى هشتم و نهم باب سیزدهم كتاب زكریاى نبى: «و خداوند مىگوید در تمامى زمین دو حصه منقطع شده خواهند مرد و حصه سوم در آن باقى خواهد ماند و حصه سوم را از میان آتش خواهم گذرانید و ایشان را مانند قال گذاشتن نقره، قال خواهم گذاشت و مثل مصفى ساختن طلا ایشان را مصفى خواهم نمود و اسم مرا خواهند خواند و من ایشان را اجابت نموده خواهم گفت كه ایشان قوم من هستند و ایشان خواهند گفت یهوه خداى ما مىباشد» 10. متن آیه دوازدهم از بابت سى و نهم كتاب حزقیال نبى: «و در آن روز موضعى براى قبر در اسراییل یعنى وادى عابریم را به طرف دریا به جرج خواهم داد و راه عبوركنندگان را مسدود خواهد ساخت و در آنجا جوج و تمامى جمعیت او را دفن خواهند كرد و آنرا وادى جوج خواهند نامید» 11. متن آیههاى 3 تا 7 باب نهم مكاشفات یوحنا: «و از میان دود ملخ ها به زمین آمدند و به آنها قوتى چون عقربهاى زمین داده شد و بدیشان گفته شد كه ضرر نرسانند، به گیاه و نه به هیچ سبزى و نه به درختى؛ بلكه به آن مردمانى كه مهر خدا را بر پیشانى خود ندارند و به آنها [امر] داده شد كه ایشان را نكشند، بلكه تا مدت پنج ماه معذب بدارند و اذیت آنها مثل اذیت عقرب بود وقتى كه كسى را نیش زند و در آن ایام هر دم طلب موت خواهند كرد و آن را نخواهند یافت و تمناى موت خواهند داشت اما موت از ایشان خواهد گریخت» 12. متن آیه 16 از باب 16 مكاشفه یوحناى قدیس: «و ایشان را به موضعى كه آن را عبرانى هارمجدّون مىخوانند، فراهم آوردند.» 13. متن آیه 8 و 9 از باب 13 كتاب زكریاى نبى: «و خداوند مىگوید كه در تمامى زمین دو حصه منقطع شده خواهند مرد و حصه سوم در آن باقى خواهد ماند و حصه سوم را از میان آتش خواهم گذرانید و ایشان را مثل قال گذاشتن نقره قال خواهم گذاشت و مثل مصفى ساختن طلا ایشان را مصفى خواهم نمود و اسم مرا خواهند خوانند و من ایشان را اجابت نموده خواهم گفت: ایشان قوم من هستند و ایشان خواهند گفت كه یهوه خداى ما مىباشد» 14. متن آیه 11 از باب 12 كتاب زكریاى نبى:«در آن روز، ماتم عظیمى مانند ماتم هددرمون در هموراى مجدون در اورشلیم خواهد بود» 15. در متن اصلى چنین است؛ اما باب سى و چهارم تنها 17 آیه دارد و به نظر مىرسد كه غلط چاپى باشد و درست آن: آیههاى پنجم و ششم باب سى و چهارم باشد كه متن آن اینست: «زیرا كه شمشیر من در آسمان سیراب شده است و اینك بر آدوم و بر قوم مغضوب من براى داورى نازل مىشود شمشیر خدواند پرخون شده و از پیه فربه گردیده است یعنى از خون برهها و بزها و از پیه گرده قوچها» 16. متن آیههاى دوم و دوازدهم باب سوم كتاب بوییل نبى:«آن گاه جمیع امت ها را جمع كرده به وادى یهوشافاط فرود خواهم آورد و در آنجا با ایشان درباره قوم خود و میراث خویش اسراییل محاكمه خواهم نمود، زیرا كه ایشان را در میان امتها پراكنده ساخته و زمین مرا تقسیم نمودهاندریا، امت ها برانگیخته شوند و به واى یهوشافاط برآیند، زیرا كه من در آنجا خواهم نشست تا بر همه امتهایى كه به اطراف آن هستند داورى نمایم» 17. متن آیههاى 1 و 2 باب چهاردهم كتاب زكریاى نبى: «اینك روز خداوند مىآید و غنیمت تو در میانت تقسیم خواهد شد و جمیع امتها را بر ضد اورشلیم براى جنگ جمع خواهم كرد و شهر را خواهند گرفت و خانهها را تاراج خواهند نمود و زنان را بى عصمت خواهند كرد و نصف اهل شهر به اسیرى خواهند رفت و بقیه قوم از شهر منقطع نخواهند شد» 18. متن آیه 15 باب نوزدهم مكاشفه یوحناى رسول: «و از دهانش شمشیرى نیز بیرون مىآید تا به آن امت ها را بزند و آنها را به عصاى آهنین حكمرانى خواهد نمود و او چرخشت خمر غضب و خشم خداى قادر مطلق را زیر پاى خود مىافشرد» 19. متن آیه 12 باب شانزدهم مكاشفه یوحناى رسول: «و ششمین پیاله خود را بر نهر عظیم فرات ریخت و آبش خشكید، تا راه پادشاهانى كه از مشرق آفتاب مىآیند مهیا شود» 20. متن آیههاى 2 تا 8 باب 38 كتاب حزقیال نبى: «اى پسر انسان نظر خود را بر جوج كه از زمین ماجوج و رییس روش و ماشك و توبال است، بدار و بر او نبوت نما و بگو خداوند یهوه چنین مىفرماید اینكه من اى جوج رییس روش و ماشك و توبال بر ضد تو هستم و تو را برگردانیده قلاب خود را بر چانه ات مىگذارم و تو را با تمامى لشكرت بیرون مىآورم اسبان تو سواران كه جمعى ایشان با اسلحه تمام آراسته جمعیت عظیمى با سپرها و مجنها و همگى ایشان شمشیرها به دست گرفته

نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه: